اینکه این روزها زیاد حرف نمی زنم شاید دلیلش این باشد که حرفی ندارم برای گفتن
شاید هم دلیلش این است که این قرص های اعصاب زیادی آرام و بی حرف ام کرده اند
وگرنه لابد از همین بلاها که طرح و دانشگاه سرم آورد می شود رمان نوشت.
آرامم
زیادی آرام
و انقدر نسبت به رخدادهای پیرامونم بی واکنش ام که خودم خنده ام میگیرد
و دارچین
هر چیزی که نباید بخورد می خورد
و همه فریاد برمیآورند که فلاااانی دارچین داره فلان چیز رو میخوره
و واکنش من با کمی لبخند: سگه دیگه بذار بخوره
در صورتیکه می دانیم همین که سگ است دیگر یعنی نباید خیلی چیزها را بخورد.
چند روز پیش برگ یکی از گلدانها را گاز گرفت و کمی بعد بالا آورد روی مبل
و بساط بشور و بساب راه افتاد
و دوباره که داشت میرفت سراغ گلدان
کاملا
کاملا
بی واکنش بودم
انگار این قرص ها می روند توی مغز آدم و در تمام اتاق ها را سه قفله می کنند
انگار زبان در می آورند و مدام توی گوش آدم می گویند بی خیال
بی خیال.
سیب ترش هبوط...ما را در سایت سیب ترش هبوط دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 59